





روز پرستار نزدیک است ........|
با زهم ضرب وشتم پرستارو هتاکی به جامعه پرستاری توسط پزشک؟؟ |
|
توهین به پرستار این بار از سوی پزشک عمومی |
|
|
|
نوشته شده توسط خانه پرستار ایران در تاریخ26/01/87 در ساعت18:20 |

جا گذاشتن وسایل پزشکی در بدن بیمار یا عمل کردن اشتباهی عضو سالم، از آن دسته اتفاقهایی است که خوراک رسانههاست.
البته در مقایسه با تعداد کل اعمال جراحیاي که هر سال انجام میشوند، تعداد اشتباهات فاحش و خفن آنقدر کم است که با یک نگاه آماری عملا میشود از آنها صرفنظر کرد. با اين حال جان آدمیزاد، مهمترین دارایی اوست و به همین دلیل، به خطر افتادن حتی یک جان هم برای آشفته کردن بیشتر انسانها کافی است. مسئله بغرنجتر میشود اگر برای درمان رفته باشی و دردت افزون شده باشد.
در این هفته نگاهی داریم به برخی خطاهای پزشکی نادر اما خطرناکی که در سالهای اخیر در آمریکا اتفاق افتادهاند؛ بله، در آمریکا! خیال نکنید موضوع جهان سومی است؛ در بهترین بیمارستانهای دنیا هم ممکن است دکترها مرتکب اشتباه شوند.
قطع پای عوضی
این مورد شاید در زمان خودش بیشترین سر و صدا را در رسانهها به راه انداخت. در فوریه 1995، یک جراح در شهر تامپا در ایالت فلوریدا، به اشتباه به جای پای معیوب، پای دیگر بیمار 52 سالهاي به نام ویلی کینگ را قطع کرد. بعدا تحقیقات نشان داد زنجیره بههمپیوستهای از اشتباهات در زمان آماده کردن بیمار برای عمل، زمینهساز این خطا بوده. تیم جراحی حین عمل متوجه اشتباه میشود اما دیگر کار از کار گذشته بوده و پا را از بدن جدا کرده بودهاند.
البته پای به ظاهر سالم بیمار هم وضع چندان خوبی نداشته و شاید در طول چند سال بعد، لازم میشده آن را هم قطع کنند. به هر حال دادگاه، پروانه کار جراح خطاکار را برای 6 ماه معلق و خودش را هم 10 هزار دلار جریمه کرد. بیمارستان هم مجبور شد 900 هزار دلار به بیمار بختبرگشته غرامت بدهد.
این حادثه باعث شد اقدامات احتیاطی شدیدتری مانند نصب سیستم رایانهای ردیابی خطاها، استقرار کارمندی خاص برای نظارت بر امنیت بیماران و دادن آموزشهای لازم به کادر درمانی در بیمارستان رایج شود.
مرگ بعد از جراحی روی طرف سالم سر
تابستان سال پیش، یک مرد 86 ساله بعد از یک عمل جراحی مغز در بیمارستانی در ردآیلند فوت کرد. طی این عمل، جراح به اشتباه طرف سالم سر بیمار را شکافته بود. بعد از یک زمین خوردن، پزشکان تشخیص داده بودند در طرف چپ سر بیمار، بین مغز و جمجمه، خون جمع شده و باید این خون را خارج کرد اما جراح به اشتباه، طرف راست سر را برای درآوردن لخته خون باز میکند.
البته به محض فهمیدن اینکه در این طرف سر خبری نیست، جراح به سراغ طرف دیگر میرود و کارش را انجام میدهد اما در هر حال، بیمار بعد از 3 هفته میمیرد. اینکه مرگ بیمار ربطی به اشتباه جراح داشته یا نه، هنوز محل اختلاف است ولی این ماجرا هم باعث تغییرات جدیاي در تمام بخشهای بیمارستان شد.
درآوردن کلیه به جای کیسه صفرا
در ژوئن 2006، در بیمارستانی در ماساچوست، یک جراح به جای کیسه صفرا، کلیه راست یک پیرزن 84ساله را درآورد. بیمار آنقدر پیر بود و اوضاع اعضای داخل شکمش آنقدر نابسامان که تازه بعد از جراحی، دکترها فهمیدند چه چیزی را از دل بیمار درآوردهاند! خوشبختانه بیمار نجات پیدا کرد و معاینات مجدد نشان داد اصلا نیازی به خارج کردن کیسه صفرا وجود نداشته.
مرگ بعد از پیوند اشتباه قلب و ریهها
در فوریه 2003، دختر 17 سالهای، 4 روز بعد از یک عمل پیوند قلب و ریهها، در بیمارستانی در کارولینای شمالی فوت کرد. جسیکا سانتیلان یک مهاجر مکزیکی بود که به خاطر بیماری قلبی خطرناکش به آمریکا آمد اما بعد از 3 سال انتظار، به او که گروه خونی O داشت، اعضای یک اهداکننده با گروه خونی A پیوند زده شد.
بعد از پیوند، دخترک به کما فرو رفت. پزشکان یک عمل جراحی دوباره برای اصلاح اشتباه روی بیمار انجام دادند که بیفایده بود و سرانجام دختر مرد. جراح مربوطه رسما مسئولیت ماجرا را قبول کرد. بیمارستان و خانواده متوفی بیسر و صدا به توافقی رسیدند که جزئیات آن هیچوقت افشا نشد. از آن زمان، اصلاحات زیادی ـ بهخصوص در زمینه تطابق اعضای پیوندی با بیماران دریافتکننده ـ انجام شده است.
جا ماندن وسیله 33 سانتی در شکم بیمار
دانلد چرچ 49 ساله برای برداشتن توموری در شکمش به مرکز پزشکی دانشگاه واشنگتن در سیاتل رفت و در ژوئن سال 2000 عمل شد. بعد از جراحی، تومور رفته بود اما چیز جدیدی در شکم بیمار باقی مانده بود.
پزشکان یک رتراکتور 33 سانتی را در بدن بیمار جاگذاشته بودند (رتراکتور وسیلهای است برای بازنگهداشتن محل جراحی، حین عمل). خوشبختانه پزشکان به موقع به داد چرچ رسیدند و او هماکنون زنده و سالم است.
مرکز پزشکی مسئولیت ماجرا را به عهده گرفت و به بیمار 97 هزار دلار غرامت داد. البته این اولین بار نبود که در این بیمارستان چنین اتفاقی رخ میداد؛ طبق مدارک موجود، طي 3 سال پيش از آن، 4 بار دیگر هم وسایلی به اشتباه در بدن افراد باقی مانده بود.
بعد از این اتفاق، روشهای جدیدی در بیمارستان برای جلوگیری از تکرار چنین اشتباهاتی مرسوم شد که سادهترین آنها، شمارش دقیق ابزار جراحی قبل از شروع و پس از پایان جراحی است.
عدم بیحسی کامل حین جراحی
بهار سال پیش، خانواده یک مرد ویرجینیایی ادعا کردند به علت عدم استفاده از داروی بیهوشی به مقدار کافی، بیمار آنها حین عمل هر حرکت تیغ جراح را حس میکرده و همین باعث شده بیمار بعد از 2 هفته به زندگی خودش خاتمه بدهد.
پزشکان، شکم شرمن سایزمور 73 ساله را باز کردند تا دلیل دردهای او در این ناحیه را پیدا کنند.
بیمار بعد از عمل، از حالتی شکایت کرد که میشود به آن «هوشیاری در بیهوشی» گفت. در این وضعیت، بیمار زیر دست جراح، درد، فشار و سایر احساسات ناخوشایند را ميفهمد اما نمیتواند با تکان خوردن یا حرف زدن، اوضاعش را به پزشکان اطلاع بدهد.
بیمار بعد از جراحی به طور کلی عوض شده بود؛ از تنهایی میترسید، کابوس میدید و سرانجام خودش را کشت. خانواده سایزمور میگویند اشتباه متخصص بیهوشی و تزریق میزان ناکافی داروهای بیحسی، باعث عذاب و در نهایت مرگ بیمارشان شده. پرونده این ماجرا هنوز در جریان است.
استفاده از اسپرم اشتباه در کلینیک باروری
وقتی پس از ماهها دارو و درمان، نانسی اندروز حامله شد، او و شوهرش انتظار شیرینی را تجربه میکردند اما با دنیا آمدن بچه، رؤیاهای آنها محو شد. پوست نوزاد به طور واضحی تیرهتر از والدینش بود.
آزمایش DNA نشان داد پزشکان کلینیک درمان ناباروری گند زدهاند و از اسپرم مرد دیگری برای بارورکردن تخمک نانسی استفاده کردهاند.
در هر حال زوج داستان ما دختربچه را ـ که در اکتبر 2004 به دنیا آمد ـ قبول کردند.
پرونده این اشتباه هم در دادگاه هنوز بسته نشده است.
همهکاسه کوزهها را سر دکتر بیچاره خرد نکنید
هر کسی یا هر مجموعهای ممکن است اشتباه کند. خطا جزو ذات بشر و پدیدههای بشری است اما جامعه نسبت به بعضی خطاها ـ هر چند به ندرت اتفاق بیفتند ـ حساستر است؛ خطاهای پزشکی از این دسته هستند.
به خطاهای پزشکی میشود 2 جور نگاه کرد؛ اول دیدگاه سنتی یا رویکرد فردی به خطا؛ یعنی برویم سراغ پیدا کردن فرد خطاکار و سرزنش و مجازات او. در این نگاه، در صورت وقوع خطا در یک عمل جراحی، بدون در نظر گرفتن علل و عوامل زمینهای ماجرا، تنها جراح پاسخگو است؛ بنابراین در این رویکرد، برای کاهش خطا، تمام تلاشها بر افراد و اقدامات اشتباه آنها متمرکز است و از روشهایی مثل آموزش اجباری، هشدار، وضع قوانین و تعیین مجازات برای فرد خطاکار استفاده میشود.
این روش یک مشکل اساسی دارد چون عملیات مراقبت از سلامت در واقع نه توسط یک فرد (پزشک، پرستار و...) بلکه توسط گروهی از افراد و در قالب یک نظام پیچیده صورت میگیرد و صرف سرزنش افراد خاطی و حتی کنار گذاشتن آنها، هیچ تغییری در سایر عوامل ایجاد نمیکند.
برای همین، رویکرد دیگری هم به خطاهای پزشکی به وجود آمده؛ نگاه جامعنگر یا رویکرد سیستمی به خطا. در یک سیستم علاوه بر افراد، عوامل متعددی هستند که بر یکدیگر تأثیر میگذارند. طبق تعریف، سیستم، مجموعهای از عناصر مستقل است که برای رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری میکنند. این عناصر میتوانند انسانی یا غیرانسانی (تجهیزات، فناوری، زیرساختها و...) باشند. در این رویکرد به جای سرزنش افراد خطاکار، هدف، اصلاح سیستم به نحوي است که احتمال وقوع خطا در آن کم شود.
درون هر سیستم، نواقص متعددی وجود دارد ولی این نواقص همیشه منجر به بروز خطا نمیشود. خطا زمانی اتفاق میافتد که نقصهای موجود در قسمتهای مختلف سیستم، به صورت پیشبینینشده و همزمان با یکدیگر رخ دهند؛ بدین ترتیب، هنگامی که یک رخداد نامطلوب اتفاق میافتد، این مهم نیست که تعیین کنیم چهکسی مرتکب اشتباه شده است بلکه باید بررسی کنیم علت شکست مکانیسمهای دفاعی در برابر پیدایش خطا چه بوده است.
تحلیل علل ریشهای خطا، تکنیکی است که به ما اجازه می دهد تا علل اصلی خطاهای پزشکی را پیدا کنیم و با حذف و اصلاح آنها، احتمال وقوع مجدد خطا را کاهش دهیم. این عوامل را میتوان در 3 گروه عوامل سازمانی (مانند استانداردها)، عوامل تکنیکی (مانند تجهیزات و تاسیسات) و عوامل انسانی طبقهبندی کرد.
مطالعات نشان میدهد استفاده از رویکرد سیستمی به خطای پزشکی در سالهای اخیر، نهتنها عوارض و مرگ و میر ناشی از خطا را کم کرده بلکه در افزایش کارایی سیستم و کاهش هزینهها هم تاثیر زیادی داشته است.
نقل قول می کنند که نماینده ی انجمن بین المللی پرستاران این مطلب را پس از دیدارش از ایران بیان نموده است. با این حساب ما برویم و با خیال راحت توی بسترمان بخوابیم چون نه پرستاران ما مشکل حادی دارند و نه مددجویان ما از خدمات پرستاری با کیفیت بالا بی بهره هستند.
از شوخی که بگذریم ذکر بعضی از مطالب ولو اینکه یک فردی هم آن را بیان نموده باشد نه تنها جایگاه ما را ارتقا نمی دهد بلکه باعث سلب همین یک ذره اعتماد هم می شود. این که پرستاران ما در سامانه سلامت جایگاهی ندارند که اظهر من الشمس است. این که مردم ما از خدمات پرستاری مناسب بی بهره اند که شهره خاص و عام است. البته پرستاران در این وضعیت ایجاد شده کمترین تقصیر را دارند و مسئولیت این وضعیت بر عهده کسانی است که از صدر تا ذیل پست های این سامانه را به غیر پرستاران اعطا کرده اند.
این که جناب آقای میکائیل بر چه اساس این افاضات را فرموده اند مشخص نیست شاید تحت تاثیر مهمان نوازی ایرانیان قرار گرفته اند و شاید هم دچار اپیدمی گل و بلبل نشان دادن همه چیز (که در ایران شایع است) شده اند. ولی ما که خودمان می دانیم چه خبر است پس بیاییم به شعور جامعه پرستاری و جامعه احترام بگذاریم و از تعاریف پوچ دیگران برای خود اعتبار فراهم نکنیم که این تعاریف مانند بادکنکی بزرگ اما سست است.
از جناب میرزا دعوت می شود تا یکی دیگر را دعوت و چیزی به او بدهد تا بگوید ما اول هستیم.
هنگامی چیزی باعث تحریک پوشش درونی بینی شما میشود، پیامی به بخشی از مغز که مرکز عطسه نام دارد، فرستاده میشود.
این مرکز عطسه پیامی را به همه عضلاتی میفرستد که عمل هماهنگ آنها با یکدیگر باعث عطسه کردن میشود.
این عضلات شامل عضلات شکمی، عضلات قفسه سینه، دیافراگم، عضلات کنترلکننده طنابهای صوتی، عضلات پشت گلو و عضلات پلک میشوند.
هنگامی که عطسه میکنید، غیر ممکن است بتوانید چشم هایتان را باز نگهدارید.
مرکز عطسه در مغز باعث میشود که همه این عضلات با چنان رویه درستی عمل کنند تا ذره تحریککننده از بینی شما با سرعتی تا 100 کیلومتر در ساعت خارج شود.
از هر سه نفر یک نفر هنگامی که با نور درخشان مواجه میشوند، عطسه میکنند: این افراد را عطسهکنندگان نوری مینامند. اگر شما جزو این گروه افراد باشید، این صفت ارثی را از یکی از والدینتان به ارث بردهاید.

![]() |
برخی اوقـات برای شما پیش آمده که در مـقابل خـواسته دیگران،برخلاف میل باطی جواب مثبت داده و درخواسـت او را قبول کرده اید.ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد ولی ما چند راه مفید را برای رهای شـما از این مـوقیعت خـاطر نشان میکنیم. بیاد داشته باشـید که اگر بـخواهـیـــد کسی را از سر خود باز کنید ممـکن است مجبور به گفتن دروغ مصلحتی شوید. دروغهایی که ظریف و بدون ضـرر هـستند و صدمه ای را به طرف مقابل وارد نمی کنند. گاهی اوقات نیز باید رودربایستی را کنار گذاشت و با صراحت جواب منفـی داد چون در غیر اینصورت ممکن است از کار خود پشیمان و مدتها به دلیل عواقـب آن دچار مشکل و دردسرشوید. سعی کنید قدرت نه گفتن را در خود تقویت نمایـید الـبـتـه طـوری کـه باعث کدورت نشود.
برقراری رابطه دوستی
گاهی شخصی از شما درخواست رابـطه دوستـی مـی کند و مـی خــواهد که بهترین دوست او باشید ولی شما بدلایل مختلف مایل به این کار نیستید.
برای رهایی از دست او بگویید:
وقت ندارم. به او بفهمانید که دوست صمیمی بودن نیازمند داشتن وقت زیاد و از خود گذشتگی است و شما بدلیل ضیق وقت نمی توانید از عهده اش برآیید.
مسئولیتش را نمی توانم بپذیرم. وارد شدن شخصی به عنوان یک دوست صمیمی به زندگی باری به مسئولیتهای فراوان شما اضافه می کند و شما آنقدر گرفتار هستید که نمی توانید آنرا قبول کنید.
تو لایق بهترین ها هستی. به او بگویید که هر شــخصی لایق داشتن بهترین چیزها در زندگیش است و شما خود را در حد و اندازه ای نمی بـیـنـید کـه بتوانـید برای او بهترین باشید.
من شخصی منزوی هستم. انزوا و ترس شـدیـد از حـضور در اجتماع باعث شده که شما نتوانید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا آنجا که حتـی حـاضر بـه شرکت در مراسمات مختلف نیستید و از آن و حشت دارید. شما باید از این مـورد بـه عنـوان آخـرین راه حـل استفاده کنید و از قبل مطمئن شوید که او اطلاعی از قـابلیت های اجتماعی شما ندارد.
مراحل بعدی کار
سخاوتمند باشید. نپذیرفتن دوستی دلیل بر تغییرات کلی رفتار شما با او نمی باشد. با او به مهربانی و گشاده رویی رفتار کنید.
شـخص دیـگری را به او مـعرفی کنید. او مـمکن اسـت به این عـلت شـما را بـرای دوستی انتخاب نموده باشد که تصور می کرده شما بهترین و آخرین گزینه می باشید. افراد دیگری را برای دوستی به او پیشنهاد دهید.
دم دستش باشید. هر گاه متوجه شدید که به کمک و یاری شما نیاز دارد دریغ نکرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشکلاتش را حل نمایید.
ضمانت های پولی، بانکی و کاری
پول و ضمانت کاری 2 مسئله حساس میباشند.دوستی که میدانید دارای سوابق سوء و بدحسابی های بانکی است به سراق شما آمده و درخواست میکند که برای افتتاح حساب یا کار، ضامن او شوید. وقتی موضوع پول بمیان آمد به هیچکس اعتماد نکنید.
برای رهایی از دست او بگویید:
حساب بانکی خودم هم اعتبار ندارد. وقتی پرونده شما در بانک وضعـیت منـاسبی نداشته باشد چگونه می توانید ضامن کس دیگری شوید؟
قولش را به کس دیگری داده ام. با چـهره ای نا امیـدانـه به او بگویید که قبلا شخص دیگری این درخواست را نموده و نمی توانید برای چند نفر اینکار را انجام دهید.
دوست ندارم مسائل کاری و دوستی باهم قاطی شوند. این گفته میـتـواند روابـط دوستی شما را تضعیف کند چراکه شما اهمیت بیشتری برای مسائل کاری قائـل شـده اید تا روابط دوستی.برای توجیه بهتراست به اوبگویید که تجربه تلخی درگذشته داشتید که باعث جدایی شمابادوست سابقتان شده و دیگر دوست ندارید آن اتفاق تکرار شود.
مراحل بعدی کار
به او پول قرض دهید. اگر قبول نکردید که ضـامن او بـرای دریافـت وام از بانـک شـویـد، درصورت امکان به او پیشنهاد قرض مقداری پول دهید. اگرچه ممکن است که هیچ وقت دوباره روی پـول خـود را نبینید ولی این بهتر از آن است که به دلیل ضامن شدن دردسرهای بسیار بزرگتری گریبانگیر شما شود.
سرپوش گذاری بر جرم و شهادت دروغ
معمولا افراد توقع دارند که دوستشان بر عمل خلاف و غیر قانونی آنها سرپوش گذاشته و برای نجات او شهادت دروغ دهند. این عمل خلاف از خیانت به همسر گرفته تا دزدی و قتل ممکن است متفاوت باشد. در ایـن حالت شـما تـمایل نـدارید خـودتان را درگـیـر یـک مسئله غیرقانی نمایید.
برای رهایی از دست او بگویید:
دروغ گوی خوبی نیستم. من بـرای نـجات جان خودم هم نـمی تـوانم دروغ بگویم و اصلا دروغ گفتن بلد نیستم و مطمئن هستم که کار را خرابتر می کنم و داستان تو بر ملا خواهد شد.
در تحقیقات لو میروم. به دوست خود بفهمانید که شخص مناسبی نیستید که بتواند هنگام بازجویی بخصوص تحقیقات پلیسی دوام بیاورد و صحبت نکند.
نمی خواهم برای خانواده ام ایجاد مشـکل کنـم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـی از درگیر شدن یک فرد در مسائل غیر قانونی برای خانواده آن فرد بیشتر از خود اوست. به دوستتان بگویید که نمی خواهید ریسک از دست دادن خانواده خود را قبول کنید.
هنگام جرم من در مکانی شلوغ بودم. ممکن است دوستتان از شما بخواهد که برای او شهادت دروغ بدهید. به او بگویید هنگامیکه او مرتکب جرم شده، شما در یک محل شلوغ و پر رفت و آمد بودید که بسیاری از این موضوع مطلع هستند و پلیس در تحقیقات خیلی راحت متوجه این مطلب خواهد شد.
مراحل بعدی کار
به او اطمینان دهید که چیزی نخواهید گفت. اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نکرده اید، به دوست خود اطمینان دهید که چنانچه کسی برای پرس وجو پیش شما آمد، خودتان را به بی اطلاعی زده و هیچ پاسخی به او نخواهید داد.
آیا دوست شما مخل زندگیتان است؟
هر فردی در زنـدگـی دارای یـک یـا چـنـد دوست صمیمــی میباشد که لحظات شیرینی را با او گذرانده و تجربـه هـای مهمی را در زندگی بهمراه او کسب کرده است. او میتوانــد دوست دوران بچگی و یا یک هم اتاقی خوابگاه دانشجویـی باشد. گاهی اوقات صمیمیت تا جایی پیش میرود که شما دوستتان را جزئی از خانواده خود به شمار می آورید.
اما چه اتفاقی می افتند هنـگامی که ایـن عـضـو خـانـواده برای شما شروع به ایجاد مشکل و استرس مـی کـنـد؟ به دلایلی او عوض شده و مخل آسایـش و زندگی گردیده. آن رابطه محکم و صمیمی بین شما روبه زوال گذاشته است.
در این وضعیت دشوار و عذاب آور چه خواهید کرد؟ تا چه انـدازه قـرار اسـت در مـورد یـک دوست صمیمی رعوف و با گذشت باشـیـد؟ اگـر او در زنـدگـی برای شما مانند یک برادر بوده آیا با او ادامه می دهید و یا برای حفظ سلامتی و آرامش خود ترکش خواهید کرد؟
نیاز به دوست
دوست خوب بسیار کم و بندرت یافت میشود. در واقع یک فرد باید خیلی خوش شانس باشد تا بتواند حتی سه دوست خوب پید کند. البته بین دوست و آشنایان معمولی فرق مهمی وجود دارد. آشنایان می آیند و می روند اما دوستان در فراز و نشیب زندگی شما را تنها نخواهند گذاشت.
به همین خاطر است که ما گاهی بیشتر از حد تحمل خود با دوستانمان مدارا میکنیم. در هنگام کشمکش و نزاع سعی میکنیم لحظات خوب با هم بودن را بیاد آورده و آن را پوششی بر اوقات ناخوشایند قرار دهیم به امید این که مشـکل حـل شـده و اوضـاع به حالت قبل برگردد.
اما مسئله این است که در اینصورت ممکن است دوست شما به همین منوال به آزار و اذیت شما پرداختـه و دوبـاره ایـجاد مشکل نماید. آیا رابـطه دوستـی اینگونه باید باشد؟ مسلما خیر. فاکتورهای XY
اکثر افراد بخصوص مردان تمایل دارند مشکلات موجود در روابط با دوستانشان را ساده بگیرند. مردان ذاتا مانند زنان معاشرتی نیستند و معمولا در سنـین پایین تر با افرادی آشنا شده و تا مدتی نامحدود این دوستی ادامه می یابد. واقعیت این است که مردان نسبت به زنان انعطاف پذیر تر بوده و مایل نیستند روابط دوســتیشان را به راحـتـی برهم بزنند و این موضوع متاسفانه می تواند دردسر آفرین گردد.
آیا قرار نیست که برادرتان بهترین ها را برای شما به ارمغان آورده و همیشه خیرخواه و کمک حالتان باشد؟ بله، او جزء خانواده شما است. ما پیـشـنـهاد نـمیـکنـیـم که دوست خود را مانند یک عادت بد رها کنید. اما اگر فهمیدید که او مخل آسـایـش و زنــدگی شما شده، باید فکری برای بهبود رفتار و اخلاقش بکنید.
دوستان سمی
هر فردی در حیـطه روابـط با دوسـتانـش نقشی را ایفا مینماید. شخصی نقش یک آدم بامزه را بازی می کند، شخصی نقش یک آدم باهوش و شخصی نقش یک آدم بذله گو را بازی می کند. همه این کاراکترها نرمال و عادی هستـنـد اما اگر متوجه شدید دوست شما یکی از نقشهای زیر را بازی می کند، باید در روابط خود تجدید نظر کنید:
سوء استفاده گر
برخی افراد وانمود میکنند که دوست شما هستند و در واقع بدنبال اهداف شخصیشان هستند. خواه اتومبیل شما باشد، خواه پول شـما و خـواه روابـط ارزشـمنــد شما، او تا زمانیکه میتواند به این منابع دسترسی داشته باشد با شما ادامه می دهد و لحظه ای که احساس کرد که دیگر دستش از آنها کوتاه شده، ترکتان خواهد نمود.
خود شیفته
قسمت عمده گفتگوهای شما در مورد مشکلات و مسائل او سیر نموده و او علاقه ای به شنیدن گفتنی های شما نشان نمیدهد. اگر زمانی دیگر توجهی به او نکنید، شما را کنار خواهد گذاشت گویی که اصلا وجود نداشته اید.
دله
هدف او از دوستی با شما منفعت و سود بدون زحـمت است. غـذایـتـان را مـی خـــورد، لباستان را می پوشد، پولتان را میگیرد و هیچگاه در مقابل برایتان کاری انجام نمیدهد.
مزاحم
او همواره اطرافتان پـرسـه زده و هـمه حـرکات شما را تحت نظر می گیرد. او انتظار دارد هرگاه کاری انجام میدهد، دستش را بگیرید و اگر پیدایتان نکرد، همه را خبردار میکند تا شما را بیابد. به عبارت دیگر،یک مزاحم به حریم شخصی فرد هجوم آورده و نمیگذارد که نفس بکشد.
پخمه
یکی از بدترین حالتهای رفتاری در افراد، غیر قابـل اطـمیـنـان بـودن و بـی اعتـباری آنـها میباشد. همیشه در آخرین لحظه کار را خراب میکنند، قولهایی می دهند که نمیتوانند به آنها عمل کنند، هیچگاه سر وقت حاظر نمیشوند، و در هیچ زمینه ای نمی توان به آنها اعتماد و اطمینان کرد.
علائم پایان دادن به رابطه
اگر در رابطه دوستی خود با فردی به نشانه های زیر برخورد نمودید، وقت آن رسیده که آن رابطه را خاتمه دهید.
همیشه در حال سر و کله زدن با او هستید.
سراسر روز را صرف تفکر در مورد مشکلات خود با او می نمایید.
دریافت ایمیل یا تماسهای تلفنی او با احساس تشویش و اضطراب همراه است.
مشکلات او دارد تبدیل به مشکلات شما می شود.
تمرکز شما بیشتر برای بهبود رابطه تان است تا لذت بردن از آن.
او باعث محروم شدن شما از لذات زندگی می گردد.
برخورد با دوستان سمی
شما به جایی رسیده اید که دیگر نمی توانید گوشه ای بنشینید در حالیکه دوستتان خوره جسم و فکر و سلامتی شما شده است. از طرفی هم ممکن است نخواهید به یکباره همه چیز را تمام کنـید ( ممکن است او فامیل شما باشد ). بـرای ایـن منـظـور میتوانید از مراحل زیر استفاده نمایید:
مرحله 1: از او ببرید
زیاد در دسترس نباشید. وقتی بیرون میروید تحولیش نگیـرید، کـمـکش نـکنـیـد، همه تلفنهایش را جواب ندهید و گوش به حرفهایش ندهید. هرکاری را که احساس میکنید به او می فهماند تحملتان تمام شده، انجام دهید. او ممکن است فورا احسـاس کنـد که چیزی اشتباه است و درصدد حل آن برآید، ممکن هم است باز متوجه نشود.
مرحله 2: مؤدبانه به او بگویید
برایش توضیح دهید که از دادن فرصتهای متوالی به او برای تغییر اوضاع خسته شده ایـد (مانند یک هشدار). تا حد امکان با لحنی آرام به او بگویید که نیازهای شما نیز به اندازه نیازهای او مهم هستند و زمان آن رسیده که او هم بخواسته های شما احترام بگذارد.
بعد از اینکه رودر رویش قرار گرفتید،اگر او واقعا ارزشی برای دوستی قائل باشد، سعی در ایجاد تغییرات درخـود مـی نماید و شما باید بجای جدایی به رابطه برادرانه خود ادامه دهید. اگر اینطور نشد نوبت به اقدامات شدیدتر می رسد.
مرحله 3: با صراحت مطرح کنید
وقت آن است که به او بگویید از رفتار نادرستش نسبت به خود خستـه شده اید و لازم است مدتی از هم دور شوید. چندین ماه از او جدا شـده و هیـچ تـمـاسی برقرار نکنید. ممکن است او تماس بگیرد، ممکن هم است نگیرد ولی این عمل، رابطه دوستی را در یک آزمون نهایی قرار خواهد داد. اغلب اوقات جدایی باعث میشود که فرد به اشتباهات گذشته اش پی ببرد.
به خاطر داشته باشید که جدایی از او می تواند عواقبی نیز در برداشته باشد: اگر فقط شما تنها کسی هستید که با آن شخص مشـکل دارد، دیـگران مـمـکن اسـت با شـمـا مخالفت کرده و تقصیر را به گردن شما بیاندازند و از او طرفـداری نـمایند. بـنـابـراین ابتدا مطمئن شوید که جدایی آخرین راه حل شما است و سپس او را ترک کنید.
تصمیمی عاقلانه بگیرید
طبیعی اسـت که بخواهید از رابطه دوستی خود مراقبـت کرده و نـسبـت بـه آن وفــا دار بمانید، اما این رابطه نباید مخل زندگی شما گردد، و اگر دوستی قصد سوء استفاده از مهربانی شما را داشت و یا الطاف شما را بطور کلی نادیده گرفت، لازم است از طریـق عقلتان فکر کنید نه قلبتان.
ارزش و عمق رابـطه خـود را با دوستـتـان مـورد ارزیابی قرار دهید. به عنوان نزدیکترین دوست، این وظیفه شما است که به هر وسیله ای از رابـطه دوستـی مراقبت و تلاش برای حفظ آن نمایید. اما گاهی اوقات جدایی بهترین لطفی است که کسی می تواند در حق خود بنماید

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون » نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

فايده نداره حاج خانم از من و تو ديگه گذشته!
حداكثر تلاش !؟
شغل تنها زماني ارزش دارد كه آزادانه پذيرفته شود ! به دو دليل بايد در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار ببنديم . اول به خاطر شادي خودمان : دوران مدرسه را بخاطر بياوريد. آيا در آن روزها كه تمام تكاليفتان را انجام داده بوديد با شور و شوق بيشتر به مدرسه نمي رفتيد؟ مهم نيست كه 50 سال از آن روزها گذشته است . اصل مشق نويسي همچنان پا برجاست .معلم ها ، رؤسا و والدين ما ، همواره ما را به كار سخت تشويق كرده اند اما نه به خاطر رضايت آنها كه براي رضايت خاطر خود چنين كرده ايم . دوم اينكه : جهان هستي تنبلي و تكبر را به طريقي تنبيه مي كند . وقتي كاري را سرسري مي گيريم نتيجه قابل قبولي به دست نمي آيد. از يك بوكسور بپرسيد كه اگر رقيب را دست كم بگيرد چه مي شود ؟ كساني كه از شغل خود لذت مي برند صبح را با اين جملات آغاز مي كنند : امروز مي خواهم بهتر و مؤثرتر از ديروز باشم/ ممكن است هميشه به هدف نزنند اما به قصدآن شليك مي كنند . هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد روزي خواهد رسيد كه بيشتر از كارتان حقوق بگيريد / از كارمندي درباره شغل و رئيسش پرسيدم گفت: مطمئن باش نمي خواهم بقيه عمرم را براي اين بوقلمون كار كنم ! متاسفانه او اين نكته اساسي را براي زندگي در محيط كار درك نكرده كه ما براي رئيس مان كار نمي كنيم ، براي خودمان كار مي كنيم / شما هيچ كارفرماي بي عيب و نقصي نخواهيد يافت اما اگر قرارداد را امضاء كرديد بايد ا تمام توان براي آن كارفرما كار كنيد و نه اينكه به دنبال نقاط ضعفش بگرديد . وقتي كه تنها نيمي از توان خود را به كار مي گيريد بسيار بيشتر از رئيستان زجر مي كشيد، او فقط چند دلار از دست مي دهد و شما شور و شوق و اعتماد بنفس خود را مي بازيد . بعضي ها معتقد هستند كه شغلها به دو دسته شاد و كسل كننده تقسيم مي شوند اين طور نيست . يك آدم شاد مي تواند كار كسل كننده را از كسالت درآورد اين بدان معني نيست كه يك كارمند بركنار شده بانك بايد 20 سال آزگار ماشين نويسي كند اما چند ماه ماشين شويي مي تواند درمان خوبي باشد ! چرا كه نخوت و تكبر ، نتيجه وفور و فراواني نعمت است . يك آرشتيك متكبر مي گويد : من ساختمانها را طراحي مي كنم اما طراحي پنجره ها به من مربوط نيست. مطمئنا براي يك مدير اجرايي اخراج شده كه خود را براي مقام وزارت آماده كرده تصور پيشخدمتي در يك رستوران كار آساني نيست.
نتيجه :
هميشه و در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار بگيريد . نه به خاطر آنكه ديگران را تحت تاثير قرار دهيد ، بخاطر اينكه اين تنها راه لذت بردن از كار است . ممكن است بخاطر توقعي كه ديگران از شما دارند واقعا تصور كنيد كه از كارتان راضي هستيد . اما اگر به راستي كار خود را دوست داشته باشيد بايد اين نشانه ها در شما وجود داشته باشد :
1ـ صبحها به راحتي از خواب بيدار مي شويد و هيچوقت نمي خواهيد استراحت كنيد .
2ـ در هنگام كار ، خود و زمان را فراموش مي كنيد.
3ـ نتيجه تلاش كمترين اهميت را براي شما دارد.
از اوقات فراغت خود استفاده كنيد.
كار،عشق قابل رؤيت است . بسياري از افراد بتدريج سرگرمي خود را به كار تمام وقتشان تبديل مي كنند عكاسي كه عاشق كارش باشد عكسبرداري از مجالس برايش تفريح است . نجار و بقال نيز همين طور . ممكن است در بعضي از اوقات سال كار كساد باشد اما انها كه عاشقند به تدريج بر حجم فعاليتشان مي افزايند و ارزش كار برايشان بيشتر است . براي اينكه بفهميم كي عاشق كارش است بايد ببينيم كه كي مي پرد ! عاشقان مي پرند . اگر صبح براي سركار رفتن از خواب مي پريد عاشقيد .
نتيجه : ![]()
اگر مي خواهيد زندگي خود را با انجام كار مورد علاقه تان تامين كنيد مي توانيد از سرگرميهاي خود به عنوان يك منبع درآمد استفاده كنيد . تا جايي كه مي توانيد از سرگرمي هاي اوقات فراغت خود براي انتخاب شغل استفاده كنيد . براي اينكه باطري تحرك در زندگي خود را شارژ مي كرده باشيد گهگاهي خود را با افراد پايين تر جامعه مقايسه كنيد تا شكرگذار وضع موجود خود باشيد ![]()
ماهنامه پرستاران وسلامت اولین و گسترده ترین نشریه پرستاری در استان چهارمحال وبختیاری
جامعه ای که مهارتی چون لوله کشی را به این دلیل که کاری پیش پا افتاده است تحقیر میکند و بعد هر سخن مبتذلی را به این دلیل که چون فلسفه مقام شامخی دارد می پذیرد نه لوله کش خوبی خواهد داشت و نه فیلسوف متبحر ، به عبارت دیگر چنین جامعه ای نه لوله هایش به دردمیخورد و نه نظریه هایش
ما عاشق فهم ادب و مــعرفتيم
ما خاک قــدوم هر چه زيبا صفتيم
از زشتي کــردار دگر خسته شديم

محتاج دو پـــيمانه مي معرفتيم