تبليغاتX
بهاره
پرستار و پرستاری

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 6:33  توسط مسلم منصوری  | 

روز پرستار نزدیک است ........
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 6:25  توسط مسلم منصوری  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 6:20  توسط مسلم منصوری  | 

با زهم ضرب وشتم پرستارو هتاکی به جامعه پرستاری توسط پزشک؟؟

 

توهین به پرستار این بار از سوی پزشک عمومی
در فروردین ماه سال جاری پرستار خانم شاغل در بخش اورژانس بیمارستان لردگان و درحین انجام وظیفه از سوی پزشک عمومی اورژانس مورد ضرب و شتم شدید فیزیکی قرار گرفت .به گزارش خبر نگار ماهنامه پرستاران وسلامت موجی از اعتراض ونگرانی پرسنل پرستاری شاغل در بیمارستان را فرا گرفته وهمه خواستار برخورد قانونی ومنتظر عکس العمل مسئولان در برخورد با این مسئله هستند. متاسفانه اهانت به جایگاه پرستاری و سکوت و بی تفاوتی برخی از مسئولین باعث شده که هر فردی اجازه هتاکی و بی احترامی به پرستاران را به خود بدهد.
نظام پرستاری شهرستان بروجن ضمن محکوم نمودن این عمل و دلجویی و حمایت از پرستار ان
از مسئولان خواستار است که ضمن برخورد با متخلفین و هتاکان به جامعه محترم پرستاری از تکرار این امور جلوگیری بعمل اورند

 

 نوشته شده توسط خانه پرستار ایران در تاریخ26/01/87 در ساعت18:20

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:34  توسط مسلم منصوری  | 

دکتر و پرستار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:32  توسط مسلم منصوری  | 

جا گذاشتن وسایل پزشکی در بدن بیمار یا عمل کردن اشتباهی عضو سالم، از آن دسته اتفاق‌هایی‌ است که خوراک رسانه‌هاست.
البته در مقایسه با تعداد کل اعمال جراحی‌اي که هر سال انجام می‌شوند، تعداد اشتباهات فاحش و خفن آن‌قدر کم است که با یک نگاه آماری عملا می‌شود از آنها صرف‌نظر کرد. با اين حال جان آدمیزاد، مهم‌ترین دارایی اوست و به همین دلیل، به خطر افتادن حتی یک جان هم برای آشفته کردن بیشتر انسان‌ها کافی است. مسئله بغرنج‌تر می‌شود اگر برای درمان رفته باشی و دردت افزون شده باشد.

در این هفته نگاهی داریم به برخی خطاهای پزشکی نادر اما خطرناکی که در سال‌های اخیر در آمریکا اتفاق افتاده‌اند؛ بله، در آمریکا! خیال نکنید موضوع جهان سومی است؛ در بهترین بیمارستان‌های دنیا هم ممکن است دکترها مرتکب اشتباه شوند.

 قطع پای عوضی
این مورد شاید در زمان خودش بیشترین سر و صدا را در رسانه‌ها به راه انداخت. در فوریه 1995، یک جراح در شهر تامپا در ایالت فلوریدا، به اشتباه به جای پای معیوب، پای دیگر بیمار 52 ساله‌اي به نام ویلی کینگ را قطع کرد. بعدا تحقیقات نشان داد زنجیره به‌هم‌‌پیوسته‌ای از اشتباهات در زمان آماده کردن بیمار برای عمل، زمینه‌ساز این خطا بوده. تیم جراحی حین عمل متوجه اشتباه می‌شود اما دیگر کار از کار گذشته  بوده و پا را از بدن جدا کرده بوده‌اند.

البته پای به ظاهر سالم‌ بیمار هم وضع چندان خوبی نداشته و شاید در طول چند سال بعد، لازم می‌شده  آن را هم قطع کنند. به هر حال دادگاه، پروانه کار جراح خطاکار را برای 6 ماه معلق و خودش را هم 10 هزار دلار جریمه کرد. بیمارستان هم مجبور شد 900 هزار دلار به بیمار بخت‌برگشته غرامت بدهد.

این حادثه باعث شد اقدامات احتیاطی شدیدتری مانند نصب سیستم رایانه‌ای ردیابی خطاها،   استقرار کارمندی خاص برای نظارت بر امنیت بیماران و دادن آموز‌ش‌های لازم به کادر درمانی در بیمارستان رایج شود.

 مرگ بعد از جراحی روی طرف سالم سر
تابستان سال پیش، یک مرد 86 ساله بعد از یک عمل جراحی مغز در بیمارستانی در ردآیلند فوت کرد. طی این عمل، جراح به اشتباه طرف سالم سر بیمار را شکافته بود. بعد از یک زمین خوردن، پزشکان تشخیص داده بودند در طرف چپ سر بیمار، بین مغز و جمجمه، خون جمع شده و باید این خون را خارج کرد اما جراح به اشتباه، طرف راست سر را برای درآوردن لخته خون باز می‌کند.

البته به محض فهمیدن اینکه در این طرف سر خبری نیست، جراح به سراغ طرف دیگر می‌رود و کارش را انجام می‌دهد اما در هر حال، بیمار بعد از 3 هفته می‌میرد. اینکه مرگ بیمار ربطی به اشتباه جراح داشته یا نه، هنوز محل اختلاف است ولی این ماجرا هم باعث تغییرات جدی‌اي در تمام بخش‌های بیمارستان شد.

 درآوردن کلیه به جای کیسه صفرا
در ژوئن 2006، در بیمارستانی در ماساچوست، یک جراح به جای کیسه صفرا، کلیه راست یک پیرزن 84ساله را درآورد. بیمار آن‌قدر پیر بود و اوضاع اعضای داخل شکمش آن‌قدر نابسامان  که تازه بعد از جراحی، دکترها فهمیدند چه چیزی را از دل بیمار درآورده‌اند! خوشبختانه بیمار نجات پیدا کرد و معاینات مجدد نشان داد اصلا نیازی به خارج کردن کیسه صفرا وجود نداشته.

 مرگ بعد از پیوند اشتباه قلب و ریه‌ها
در فوریه 2003، دختر 17 ساله‌ای، 4 روز بعد از یک عمل پیوند قلب و ریه‌ها، در بیمارستانی در کارولینای شمالی فوت کرد. جسیکا سانتیلان یک مهاجر مکزیکی بود که به خاطر بیماری قلبی خطرناکش به آمریکا آمد  اما بعد از 3 سال انتظار، به او که گروه خونی O داشت، اعضای یک اهداکننده با گروه خونی A پیوند زده شد.

بعد از پیوند، دخترک به کما فرو رفت. پزشکان یک عمل جراحی دوباره برای اصلاح اشتباه روی بیمار انجام دادند که بی‌فایده بود و سرانجام دختر مرد. جراح مربوطه رسما مسئولیت ماجرا را قبول کرد. بیمارستان و خانواده متوفی بی‌سر و صدا به توافقی رسیدند که جزئیات آن هیچ‌وقت افشا نشد. از آن زمان، اصلاحات زیادی ـ به‌خصوص در زمینه تطابق اعضای پیوندی با بیماران دریافت‌کننده ـ  انجام شده است.

 جا ماندن وسیله 33 سانتی در شکم بیمار
دانلد چرچ 49 ساله برای برداشتن توموری در شکمش به مرکز پزشکی دانشگاه واشنگتن در سیاتل رفت و در ژوئن سال 2000 عمل شد. بعد از جراحی، تومور رفته بود اما چیز جدیدی در شکم بیمار باقی مانده بود.

پزشکان یک رتراکتور 33 سانتی را در بدن بیمار جاگذاشته بودند (رتراکتور وسیله‌ای است برای بازنگه‌داشتن محل جراحی، حین عمل). خوشبختانه پزشکان به موقع به داد چرچ رسیدند و او هم‌اکنون زنده و سالم است.

مرکز پزشکی مسئولیت ماجرا را به عهده گرفت و به بیمار 97 هزار دلار غرامت داد. البته این اولین بار نبود که در این بیمارستان چنین اتفاقی رخ می‌داد؛ طبق مدارک موجود، طي 3 سال پيش از آن، 4 بار دیگر هم وسایلی به اشتباه در بدن افراد باقی مانده بود.

بعد از این اتفاق، روش‌های جدیدی در بیمارستان برای جلوگیری از تکرار چنین اشتباهاتی مرسوم شد که ساده‌ترین آنها، شمارش دقیق ابزار جراحی قبل از شروع و پس از پایان جراحی است.

 عدم بی‌حسی کامل حین جراحی
بهار سال پیش، خانواده یک مرد ویرجینیایی ادعا کردند به علت عدم استفاده از داروی بی‌هوشی به مقدار کافی، بیمار آنها  حین عمل هر حرکت تیغ جراح را حس می‌کرده و همین باعث شده بیمار بعد از 2 هفته به زندگی خودش خاتمه بدهد.

پزشکان، شکم شرمن سایزمور 73 ساله را باز کردند تا دلیل دردهای او در این ناحیه را پیدا کنند.

بیمار بعد از عمل، از حالتی شکایت کرد که می‌شود به آن «هوشیاری در بیهوشی» گفت. در این وضعیت، بیمار  زیر دست جراح، درد، فشار و سایر احساسات ناخوشایند را مي‌فهمد اما نمی‌تواند با تکان خوردن یا حرف زدن،‌ اوضاعش را به پزشکان اطلاع بدهد.

بیمار بعد از جراحی به طور کلی عوض شده بود؛ از تنهایی می‌ترسید، کابوس می‌دید و سرانجام خودش را کشت. خانواده سایزمور می‌گویند اشتباه متخصص بی‌هوشی و تزریق میزان ناکافی داروهای بی‌حسی، باعث عذاب و در نهایت مرگ بیمارشان شده. پرونده این ماجرا هنوز در جریان است.

 استفاده از اسپرم اشتباه در کلینیک باروری
وقتی پس از ماه‌ها دارو و درمان، نانسی اندروز حامله شد،‌ او و شوهرش انتظار شیرینی را تجربه  می‌کردند اما با دنیا آمدن بچه، رؤیاهای آنها محو شد. پوست نوزاد به طور واضحی تیره‌تر از والدینش بود.

آزمایش DNA نشان داد پزشکان کلینیک درمان ناباروری گند زده‌اند و از اسپرم مرد دیگری برای بارورکردن تخمک نانسی استفاده کرده‌اند.

در هر حال زوج داستان ما دختربچه را ـ که در اکتبر 2004 به دنیا آمد ـ قبول کردند.
پرونده این اشتباه هم در دادگاه هنوز بسته نشده است.

همه‌کاسه کوزه‌ها را سر دکتر بیچاره خرد نکنید
هر کسی یا هر مجموعه‌ای ممکن است اشتباه کند. خطا جزو ذات بشر و پدیده‌های بشری است اما جامعه نسبت به بعضی خطاها ـ هر چند به ندرت اتفاق بیفتند ـ حساس‌تر است؛ خطاهای پزشکی از این دسته هستند.

به خطاهای پزشکی می‌شود 2 جور نگاه کرد؛ اول دیدگاه سنتی یا رویکرد فردی به خطا؛ یعنی برویم سراغ پیدا کردن فرد خطاکار و سرزنش و مجازات او.  در این نگاه، در صورت وقوع خطا در یک عمل جراحی، بدون در نظر گرفتن علل و عوامل زمینه‌ای ماجرا، تنها جراح پاسخگو است؛ بنابراین در این رویکرد، برای کاهش خطا، تمام تلاش‌ها بر افراد و اقدامات اشتباه آنها متمرکز است و از روش‌هایی مثل آموزش اجباری، هشدار، وضع قوانین و تعیین مجازات برای فرد خطاکار استفاده می‌شود.

این روش یک مشکل اساسی دارد چون عملیات مراقبت از سلامت در واقع نه توسط یک فرد (پزشک، پرستار و...) بلکه توسط گروهی از افراد و در قالب یک نظام پیچیده صورت می‌گیرد و صرف سرزنش افراد خاطی و حتی کنار گذاشتن آنها، هیچ تغییری در سایر عوامل ایجاد نمی‌کند.

برای همین، رویکرد دیگری هم به خطاهای پزشکی به وجود آمده؛ نگاه جامع‌نگر یا رویکرد سیستمی به خطا. در یک سیستم علاوه بر افراد، عوامل متعددی هستند که بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. طبق تعریف، سیستم، مجموعه‌ای از عناصر مستقل است که برای رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری می‌کنند. این عناصر می‌توانند انسانی یا غیرانسانی (تجهیزات، فناوری، زیرساخت‌ها و...) باشند. در این رویکرد به جای سرزنش افراد خطاکار، هدف، اصلاح سیستم به نحوي است که احتمال وقوع خطا در آن کم شود.

درون هر سیستم، نواقص متعددی وجود دارد ولی این نواقص همیشه منجر به بروز خطا نمی‌شود. خطا زمانی اتفاق می‌افتد که نقص‌های موجود در قسمت‌های مختلف سیستم، به صورت پیش‌بینی‌نشده و همزمان با یکدیگر رخ دهند؛ بدین ترتیب، هنگامی که یک رخداد نامطلوب اتفاق می‌افتد، این مهم نیست که تعیین کنیم چه‌کسی مرتکب اشتباه شده است بلکه باید بررسی کنیم علت شکست مکانیسم‌های دفاعی در برابر پیدایش خطا چه بوده است.

تحلیل علل ریشه‌ای خطا، تکنیکی است که به ما اجازه می دهد تا علل اصلی خطاهای پزشکی را پیدا کنیم و با حذف و اصلاح آنها، احتمال وقوع مجدد خطا را کاهش دهیم. این عوامل را می‌توان در 3 گروه عوامل سازمانی (مانند استانداردها)، عوامل تکنیکی (مانند تجهیزات و تاسیسات)‌ و عوامل انسانی طبقه‌بندی کرد.

‌مطالعات نشان می‌دهد استفاده از رویکرد سیستمی به خطای پزشکی در سال‌های اخیر، نه‌تنها عوارض و مرگ‌ و میر ناشی از خطا را کم کرده بلکه در افزایش کارایی سیستم و کاهش هزینه‌ها هم تاثیر زیادی داشته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 20:23  توسط مسلم منصوری  | 

میرزا در خبرنامه خود اعلام نموده است: پرستاری ایران در رتبه ی سوم جهانی قرار دارد. ظاهرا پرستاران انگلیس و امریکا هم پشت سر ما قرار دارند.

نقل قول می کنند که نماینده ی انجمن بین المللی پرستاران این مطلب را پس از دیدارش از ایران بیان نموده است.  با این حساب ما برویم و با خیال راحت توی بسترمان بخوابیم چون نه پرستاران ما مشکل حادی دارند و نه مددجویان ما از خدمات پرستاری با کیفیت بالا بی بهره هستند.

از شوخی که بگذریم ذکر بعضی از مطالب ولو اینکه یک فردی هم آن را بیان نموده باشد نه تنها جایگاه ما را ارتقا نمی دهد بلکه باعث سلب همین یک ذره اعتماد هم می شود. این که پرستاران ما در سامانه سلامت جایگاهی ندارند که اظهر من الشمس است. این که مردم ما از خدمات پرستاری مناسب بی بهره اند که شهره خاص و عام است. البته پرستاران در این وضعیت ایجاد شده کمترین تقصیر را دارند و مسئولیت این وضعیت بر عهده کسانی است که از صدر تا ذیل پست های این سامانه را به غیر پرستاران اعطا کرده اند.

این که جناب آقای میکائیل  بر چه اساس این افاضات را فرموده اند مشخص نیست شاید تحت تاثیر مهمان نوازی ایرانیان قرار گرفته اند و شاید هم دچار اپیدمی گل و بلبل نشان دادن همه چیز (که در ایران شایع است) شده اند. ولی ما که خودمان می دانیم چه خبر است پس بیاییم به شعور جامعه پرستاری و جامعه احترام بگذاریم و از تعاریف پوچ دیگران برای خود اعتبار فراهم نکنیم که این تعاریف مانند بادکنکی بزرگ اما سست است.

از جناب میرزا دعوت می شود تا یکی دیگر را دعوت و چیزی به او بدهد تا بگوید ما اول هستیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:49  توسط مسلم منصوری  | 

عطسه کردن شیوه‌ای است که بدن برای خارج کردن چیزی که محرک است از راه بینی به کار می گیرد.

هنگامی چیزی باعث تحریک پوشش درونی بینی شما می‌شود، پیامی به بخشی از مغز که مرکز عطسه نام دارد، فرستاده می‌شود.

این مرکز عطسه پیامی را به همه عضلاتی می‌فرستد که عمل هماهنگ آنها با یکدیگر باعث عطسه کردن می‌شود.

این عضلات شامل عضلات شکمی، عضلات قفسه سینه، دیافراگم، عضلات کنترل‌کننده طناب‌های صوتی، عضلات پشت گلو و عضلات پلک می‌شوند.

هنگامی که عطسه می‌کنید، غیر ممکن است بتوانید چشم های‌تان را باز نگهدارید.

مرکز عطسه در مغز باعث می‌شود که همه این عضلات  با چنان رویه درستی عمل کنند تا ذره تحریک‌کننده از بینی شما با سرعتی تا 100 کیلومتر در ساعت خارج شود.

از هر سه نفر یک  نفر  هنگامی که با  نور درخشان مواجه می‌شوند، عطسه می‌کنند: این افراد را عطسه‌کنندگان نوری می‌نامند. اگر شما جزو این گروه افراد باشید، این صفت ارثی را از یکی از والدین‌تان به ارث برده‌اید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:8  توسط مسلم منصوری  | 

در نظر بگيريد که سرعت کامپيوتر شما مرتباً کمتر و کمتر مي شود، برنامه هاي نرم افزاري زمان زيادتري براي اجرا شدن لازم دارند و زمان وارد شدن به يک سايت در اينترنت، بسيار طولاني مي شود. اتصال به شبکه اينترنت، هميشه مقصر و علت اصلي در پايين آمدن سرعت کامپيوتر نيست، بلکه خود کامپيوتر، مهمترين علت آن است. تعداد برنامه ها، فايل هاي قديمي و حتي تنظيمات اشتباه، از دلايل کم شدن سرعت کامپيوتر هستند.

10 نکته مهم ذيل به کامپيوتر شما سرعت مي بخشد
1-استارت سريع!
اگر عمل Shutdown در کامپيوتر درست انجام نشود، کامپيوتر در استارت بعدي، براي اينکه هارد را از لحاظ داشتن خطا يا اشتباه چک کند، با برنامه Scandisk استارت مي شود که مستلزم صرف زماني طولاني است.

براي اينکه از اجرا شدن Scandisk جلوگيري کنيد، به ترتيب زير عمل کنيد:
از منوي استارت بر روي Run کليک کرده و بعد دستور msconfig را اجرا کنيد. سپس قسمت system configuration programs را باز کنيد و در قسمت Register، general کليک کنيد و سپس فرمان “ Scandisk after error by shutdown disabled “ را فعال کنيد. در آخر، همه پنچره ها را با دستور ok ببنديد و ويندوز را دوباره استارت کنيد.
2-از کار انداختن پخش آهنگ هنگام بالا آمدن سيستم
اگر کامپيوتر شما هنگام بالا آمدن سيستم، آهنگ پخش مي کند، در صورتي که آن را از کار بيندازيد، کامپيوتر سرعت بيشتري خواهد داشت. براي اين کار، به ترتيب از Start/Settings/Control Panel، قسمت Sounds and Multimedia را انتخاب کنيد. پس از آن، پنچره اي باز مي شود. در آنجا مشخص شده است که کدام قسمتها به همراه پخش آهنگ عمل مي کنند. قسمتهايي که با پخش آهنگ همراه هستند، علامت بلند گويي را در کنار خود دارند بر روي قسمتهايي که مي خواهيد پخش آهنگ آنها را غيرفعال کنيد، مارک بزنيد. سپس از منوي Name که در زير آن قرار گرفته است، دستور None را انتخاب کنيد.
3-لغو دستور اجراي اتوماتيک برنامه ها
بسياري از برنامه هاهنگام استارت به طوراتوماتيک اجرامي شوند. آيا شما واقعاً به همه آنها احتياج داريد؟ براي اينکه از استارت شدن اتوماتيک اين برنامه ها جلوگيري کنيد، از منوي استارت، Run را انتخاب کرده و سپس دستور msconfig را اجرا کنيد. از طريق Register و بعد “ Auto Start “ قادر نخواهيد بود که برنامه مورد نياز خود را به صورت مجزا انتخاب کنيد، بلکه فقط مي توانيد علامت تيک (P) يا ضربدر (×) را از جلوي برنامه هايي که نمي خواهيد اجرا شوند، برداريد.
4-پاک کردن برنامه ها
شما همواره برنامه هايي را از اينترنت Download مي کنيد. براي پاک کردن آنها از برنامه Uninstall استفاده کنيد، که آن را مي توانيد به ترتيب از Start/Settings/Control Panel تحت نام Add/Remove Programs پيدا کنيد.
برنامه اي را که مي خواهيد پاک کنيد، مارک بزنيد و بعد بر روي آيکون Add/Remove کليک کنيد. بدين ترتيب، برنامه به طور کامل از کامپيوتر شما پاک مي شود
5-ايميل هاي قديمي را پاک کنيد
ايميل هايي که به خصوص با فايل هاي پيوست شده ( عکس، فيلم و فايل هاي موسيقي ) ارسال شده اند، سرعت و قدرت کامپيوتر را کاهش مي دهند. به همين دليل، تمام ايميل هاي خود را به طور کامل بررسي کنيد و آنهايي را که ديگر احتياجي نداريد، پاک کنيد.
6-Defragment کردن هارد
با دستور Defragment، هارد کامپيوتر خود را مرتب کنيد. خود اين کار، زمان مي برد، ولي در عوض، سرعت کامپيوتر شما را بالا خواهد برد. براي اين کار از منوي استارت Programs/Accessories/System tools/Disk Defragmenter را کليک کنيد.
نکته: پس از شروع عمل Defragment، کامپيوتر را به حال خود بگذاريد و هيچ کار ديگري با آن انجام ندهيد.
7-عکس زمينه را غير فعال کنيد.
اين عکسها با وجود همه جذابيتي که دارند قدرت و سرعت کامپيوتر را کم مي کنند. بنابراين، بهتر است که عکس پيش زمينه را برداريد. براي اين کار با کليک راست ماوس بر روي صفحه Desktop، Properties را انتخاب کنيد و در قسمت Background، دستور None را انتخاب کنيد.
8-فايل هاي موقت و آدرس هاي اينترنتي موجود در حافظه موقت را پاک کنيد
در حالي که در اينترنت مشغول جستجو هستيد، Browser مثلاً (Internet Explorer) کپي سايت هاي بازديد شده را بر روي هارد قرار مي دهد. اين کار، عمل جستجو را تسريع مي کند، اما به تدريج مقدار زيادي اطلاعات جمع مي شود که سرعت کامپيوتر را کم مي کند. بنابراين، بهتر است که اين فايل ها را پاک کنيد. در Browser، از منوي بالاي صفحه، Tools و سپس Internet Options را انتخاب کنيد و آن گاه بر روي Delete Files، Delete Cookies کليک کنيد.
9-کاهش ظرفيت فايل ها و آدرس هاي اينترنتي که در کامپيوتر ذخيره مي شوند.
پاک کردن هر روز فايل هاي موقت و آدرس هاي اينترنتي ، واقعاً اعصاب را خسته مي کند. شما مي توانيد Cashe خود را طوري تنظيم کنيد که فقط اطلاعات کمي را بتوانيد ذخيره کنيد.
براي اين کار در Browser، Tools و سپس Internet Option را انتخاب کنيد. در پنجره باز شده بر روي قسمت Settings کليک کنيد. در آنجا قسمت Amount of disk space to use را برابر مقدار 1MB تنظيم کنيد.
10-روزآمد کردن ويندوز
شرکت مايکروسافت به طور مرتب نسخه هاي update ويندوز خود را براي کاربرانش ارائه مي دهد. در نتيجه، قادر خواهيد بود که درايوها و فايل هاي جديد را به صورت رايگان Download کنيد. از منوي استارت، قسمت Windows update را انتخاب کنيد. با اين کار، ويندوز نصب شده بر روي کامپيوتر شما update خواهد.
مراقب ويروسها باشيد
بعضي از ويروسها اثر بسيار مخربي بر روي سرعت سيستم شما دارند به همين دليل بايد همواره يک آنتي ويروس قوي را بر روي سيستم خود نصب نمائيد و دقت کنيد داشتن قويترين آنتي ويروس بدون Update کردن آن عملاُ هيچ ارزشي ندارد. موفق ، مويد و پرتوان باشيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 16:48  توسط مسلم منصوری  | 


تصاوير جالب و ديدني21
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 16:38  توسط مسلم منصوری  | 

میتوان مشخصات هر کس را با امضاش شناخت.

کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می کنند ،انسانهای منطقی هستند .

کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء می کنند ،دیر منطق را قبول می کنند و معمولاً غیر منطقی هستند .

It isnot a book,it is a paragraph to read.

کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می کنند ،انسانهای منطقی هستند .

کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء می کنند ،دیر منطق را قبول می کنند و معمولاً غیر منطقی هستند .

کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند .

کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسانهای منظمی هستند .

کسانی که با فشارامضاء می کنند ، در کودکی سختی کشیده اند .

کسانی که پیچیده امضاء می کنند آدمهای شکاکی هستند .

کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.

کسانی که در امضای خود فامیل می نویسند دارای منزلت هستند .

کسانی که اسمشان را می نویسند و روی اسمشان خط می زننداحتمالاً شخصیت خود را نشناخته اند.

کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:57  توسط مسلم منصوری  | 

چگونه به دوستانمان بگوییم نه؟

برخی اوقـات برای شما پیش آمده که در مـقابل خـواسته دیگران،برخلاف میل باطی جواب مثبت داده و درخواسـت او را قبول کرده اید.ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد ولی ما چند راه مفید را برای رهای شـما از این مـوقیعت خـاطر نشان میکنیم.....

برخی اوقـات برای شما پیش آمده که در مـقابل خـواسته  دیگران،برخلاف میل باطی جواب مثبت داده و درخواسـت او را قبول کرده اید.ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد ولی ما چند راه مفید را برای رهای شـما از این مـوقیعت خـاطر نشان میکنیم. بیاد داشته باشـید که اگر بـخواهـیـــد کسی را از سر خود باز کنید ممـکن است مجبور به گفتن دروغ  مصلحتی شوید. دروغهایی که ظریف و بدون ضـرر هـستند و صدمه ای را به طرف مقابل وارد نمی کنند. گاهی اوقات نیز باید رودربایستی را کنار گذاشت و با صراحت جواب منفـی داد چون در غیر اینصورت ممکن است از کار خود پشیمان  و مدتها به دلیل عواقـب آن دچار مشکل و دردسرشوید. سعی کنید قدرت نه گفتن را در خود تقویت نمایـید الـبـتـه طـوری کـه باعث کدورت نشود.

 برقراری رابطه دوستی

 گاهی شخصی از شما درخواست رابـطه دوستـی مـی کند و مـی خــواهد که بهترین دوست او باشید ولی شما بدلایل مختلف مایل به این کار نیستید.

برای رهایی از دست او بگویید:

وقت ندارم. به او بفهمانید که دوست صمیمی بودن نیازمند داشتن وقت زیاد و از خود گذشتگی است و شما بدلیل ضیق وقت نمی توانید از عهده اش برآیید.

مسئولیتش را نمی توانم بپذیرم. وارد شدن شخصی به عنوان یک دوست صمیمی به زندگی باری به مسئولیتهای فراوان شما اضافه می کند و شما آنقدر گرفتار هستید که نمی توانید آنرا قبول کنید.

تو لایق بهترین ها هستی. به او بگویید که هر شــخصی لایق داشتن بهترین چیزها در زندگیش است و شما خود را در حد و اندازه ای نمی بـیـنـید کـه بتوانـید برای او بهترین باشید.

من شخصی منزوی هستم. انزوا و ترس شـدیـد از حـضور در اجتماع باعث شده که شما نتوانید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا آنجا که حتـی حـاضر بـه شرکت در مراسمات مختلف نیستید و از آن و حشت دارید. شما باید از این مـورد بـه عنـوان آخـرین راه حـل استفاده کنید و از قبل مطمئن شوید که او  اطلاعی از قـابلیت های اجتماعی شما ندارد.

مراحل بعدی کار

سخاوتمند باشید. نپذیرفتن دوستی دلیل بر تغییرات کلی رفتار شما با او نمی باشد. با او به مهربانی و گشاده رویی رفتار کنید.

شـخص دیـگری را به او مـعرفی کنید. او مـمکن اسـت به این عـلت شـما را بـرای دوستی انتخاب نموده باشد که تصور می کرده شما بهترین و آخرین گزینه می باشید. افراد دیگری را برای دوستی به او پیشنهاد دهید.

دم دستش باشید. هر گاه متوجه شدید که به کمک و یاری شما نیاز دارد دریغ نکرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشکلاتش را حل نمایید.

ضمانت های پولی، بانکی و کاری

پول و ضمانت کاری 2 مسئله حساس میباشند.دوستی که میدانید دارای سوابق سوء  و بدحسابی های بانکی است به سراق شما آمده و درخواست میکند که برای افتتاح حساب یا کار، ضامن او شوید. وقتی موضوع پول بمیان آمد به هیچکس اعتماد نکنید.

برای رهایی از دست او بگویید:

حساب بانکی خودم هم اعتبار ندارد.  وقتی پرونده شما در بانک وضعـیت منـاسبی نداشته باشد چگونه می توانید ضامن کس دیگری شوید؟

قولش را به کس دیگری داده ام. با چـهره ای نا امیـدانـه به او بگویید که قبلا شخص دیگری این درخواست را نموده و نمی توانید برای چند نفر اینکار را انجام دهید.

 دوست ندارم مسائل کاری و دوستی باهم قاطی شوند. این گفته میـتـواند روابـط دوستی شما را تضعیف کند چراکه شما اهمیت بیشتری برای مسائل کاری قائـل شـده اید تا روابط دوستی.برای توجیه بهتراست به اوبگویید که تجربه تلخی درگذشته داشتید که باعث جدایی شمابادوست سابقتان شده و دیگر دوست ندارید آن اتفاق تکرار شود.

مراحل بعدی کار

به او پول قرض دهید. اگر قبول نکردید که ضـامن او بـرای دریافـت وام از بانـک شـویـد، درصورت امکان به او پیشنهاد قرض مقداری پول دهید. اگرچه ممکن است که هیچ وقت دوباره روی پـول خـود را نبینید ولی این بهتر از آن است که به دلیل ضامن شدن دردسرهای بسیار بزرگتری گریبانگیر شما شود.

سرپوش گذاری بر جرم و شهادت دروغ

معمولا افراد توقع دارند که دوستشان بر عمل خلاف و غیر قانونی آنها سرپوش گذاشته و برای نجات او شهادت دروغ دهند. این عمل خلاف از خیانت به همسر گرفته تا دزدی و قتل ممکن است متفاوت باشد. در ایـن حالت شـما تـمایل نـدارید خـودتان را درگـیـر یـک مسئله غیرقانی نمایید.

برای رهایی از دست او بگویید:

دروغ گوی خوبی نیستم. من بـرای نـجات جان خودم هم نـمی تـوانم دروغ بگویم و اصلا دروغ گفتن بلد نیستم و مطمئن هستم که کار را خرابتر می کنم و داستان تو بر ملا خواهد شد.

در تحقیقات لو میروم. به دوست خود بفهمانید که شخص مناسبی نیستید که بتواند هنگام بازجویی بخصوص تحقیقات پلیسی دوام بیاورد و صحبت نکند.

نمی خواهم برای خانواده ام ایجاد مشـکل کنـم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـی از درگیر شدن یک فرد در مسائل غیر قانونی برای خانواده آن فرد بیشتر از خود اوست. به دوستتان بگویید که نمی خواهید ریسک از دست دادن خانواده خود را قبول کنید.

هنگام جرم من در مکانی شلوغ بودم. ممکن است دوستتان از شما بخواهد که برای او شهادت دروغ بدهید. به او بگویید هنگامیکه او مرتکب جرم شده، شما در یک محل شلوغ و پر رفت و آمد بودید که بسیاری از این موضوع مطلع هستند و پلیس در تحقیقات خیلی راحت متوجه این مطلب خواهد شد.

مراحل بعدی کار

به او اطمینان دهید که چیزی نخواهید گفت. اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نکرده اید، به دوست خود اطمینان دهید که چنانچه کسی برای پرس وجو پیش شما آمد، خودتان را به بی اطلاعی زده و هیچ پاسخی به او نخواهید داد.

آیا دوست شما مخل زندگیتان است؟

هر فردی در زنـدگـی دارای یـک یـا چـنـد دوست صمیمــی میباشد که لحظات شیرینی را با او گذرانده و تجربـه هـای مهمی را در زندگی بهمراه او کسب کرده است. او میتوانــد دوست دوران بچگی و یا یک هم اتاقی خوابگاه دانشجویـی باشد. گاهی اوقات صمیمیت تا جایی پیش میرود که شما دوستتان را جزئی از خانواده خود به شمار می آورید.

اما چه اتفاقی می افتند هنـگامی که ایـن عـضـو خـانـواده برای شما شروع به ایجاد مشکل و استرس مـی کـنـد؟ به دلایلی او عوض شده و مخل آسایـش و زندگی گردیده. آن رابطه محکم و صمیمی بین شما روبه زوال گذاشته است.

در این وضعیت دشوار و عذاب آور چه خواهید کرد؟ تا چه انـدازه قـرار اسـت در مـورد یـک دوست صمیمی رعوف و با گذشت باشـیـد؟ اگـر او در زنـدگـی برای شما مانند یک برادر بوده آیا با او ادامه می دهید و یا برای حفظ سلامتی و آرامش خود ترکش خواهید کرد؟

نیاز به دوست

دوست خوب بسیار کم و بندرت یافت میشود. در واقع یک فرد باید خیلی خوش شانس باشد تا بتواند حتی سه دوست خوب پید کند. البته بین دوست و آشنایان معمولی فرق مهمی وجود دارد. آشنایان می آیند و می روند اما دوستان در فراز و نشیب زندگی شما را تنها نخواهند گذاشت.

به همین خاطر است که ما گاهی بیشتر از حد تحمل خود با دوستانمان مدارا میکنیم. در هنگام کشمکش و نزاع سعی میکنیم لحظات خوب با هم بودن را بیاد آورده و آن را پوششی بر اوقات ناخوشایند قرار دهیم به امید این که مشـکل حـل شـده و اوضـاع به حالت قبل برگردد.

اما مسئله این است که در اینصورت ممکن است دوست شما به همین منوال به آزار و اذیت شما پرداختـه و دوبـاره ایـجاد مشکل نماید. آیا رابـطه دوستـی اینگونه باید باشد؟ مسلما خیر. فاکتورهای XY

اکثر افراد بخصوص مردان تمایل دارند مشکلات موجود در روابط با دوستانشان را ساده بگیرند. مردان ذاتا مانند زنان  معاشرتی نیستند و معمولا در سنـین پایین تر با افرادی آشنا شده و  تا مدتی نامحدود این دوستی ادامه می یابد. واقعیت این است که مردان نسبت به زنان انعطاف پذیر تر بوده و مایل نیستند روابط دوســتیشان را به راحـتـی برهم بزنند و این موضوع متاسفانه می تواند دردسر آفرین گردد.

آیا قرار نیست که برادرتان بهترین ها را برای شما به ارمغان آورده و همیشه خیرخواه و کمک حالتان باشد؟ بله، او جزء خانواده شما است. ما پیـشـنـهاد نـمیـکنـیـم که دوست خود را مانند یک عادت بد رها کنید. اما اگر فهمیدید که او مخل آسـایـش و زنــدگی شما شده، باید فکری برای بهبود رفتار و اخلاقش بکنید.

دوستان سمی

هر فردی در حیـطه روابـط با دوسـتانـش نقشی را ایفا مینماید. شخصی نقش یک آدم بامزه را بازی می کند، شخصی نقش یک آدم باهوش و شخصی نقش یک آدم بذله گو را بازی می کند. همه این کاراکترها نرمال و عادی هستـنـد اما اگر متوجه شدید دوست شما یکی از نقشهای زیر را بازی می کند، باید در روابط خود تجدید نظر کنید:

سوء استفاده گر

برخی افراد وانمود میکنند که دوست شما هستند و در واقع بدنبال اهداف شخصیشان هستند. خواه اتومبیل شما باشد، خواه پول شـما و خـواه روابـط ارزشـمنــد شما، او تا زمانیکه میتواند به این منابع دسترسی داشته باشد با شما ادامه می دهد و لحظه ای که احساس کرد که دیگر دستش از آنها کوتاه شده، ترکتان خواهد نمود.

خود شیفته 

قسمت عمده گفتگوهای شما در مورد مشکلات و مسائل او سیر نموده و او علاقه ای به شنیدن گفتنی های شما نشان نمیدهد. اگر زمانی دیگر توجهی به او نکنید، شما را کنار خواهد گذاشت گویی که اصلا وجود نداشته اید.

دله 

هدف او از دوستی با شما منفعت و سود بدون زحـمت است. غـذایـتـان را مـی خـــورد، لباستان را می پوشد، پولتان را میگیرد و هیچگاه در مقابل برایتان کاری انجام نمیدهد.

مزاحم 

او همواره اطرافتان پـرسـه زده و هـمه حـرکات شما را تحت نظر می گیرد. او انتظار دارد هرگاه کاری انجام میدهد، دستش را بگیرید و اگر پیدایتان نکرد، همه را خبردار میکند تا شما را بیابد. به عبارت دیگر،یک مزاحم به حریم شخصی فرد هجوم آورده و نمیگذارد که نفس بکشد.

پخمه

یکی از بدترین حالتهای رفتاری در افراد، غیر قابـل اطـمیـنـان بـودن و بـی اعتـباری آنـها  میباشد. همیشه در آخرین لحظه کار را خراب میکنند، قولهایی می دهند که نمیتوانند  به آنها عمل کنند، هیچگاه سر وقت حاظر نمیشوند، و در هیچ زمینه ای نمی توان به آنها اعتماد و اطمینان کرد.

علائم پایان دادن به رابطه

اگر در رابطه دوستی خود با فردی به نشانه های زیر برخورد نمودید، وقت آن رسیده که آن رابطه را خاتمه دهید.

همیشه در حال سر و کله زدن با او هستید.

سراسر روز  را صرف تفکر در مورد مشکلات خود با او می نمایید.

دریافت ایمیل یا تماسهای تلفنی او با احساس تشویش و اضطراب همراه است.

مشکلات او دارد تبدیل به مشکلات شما می شود.

تمرکز شما بیشتر برای بهبود رابطه تان است تا لذت بردن از آن.

او باعث محروم شدن شما از  لذات زندگی می گردد. 

برخورد با دوستان سمی

شما به جایی رسیده اید که دیگر نمی توانید گوشه ای بنشینید در حالیکه دوستتان خوره جسم و فکر و سلامتی شما شده است. از طرفی هم ممکن است نخواهید به یکباره همه چیز را تمام کنـید ( ممکن است او فامیل شما باشد ). بـرای ایـن منـظـور میتوانید از مراحل زیر استفاده نمایید:

مرحله 1: از او ببرید 

زیاد در دسترس نباشید. وقتی بیرون میروید تحولیش نگیـرید، کـمـکش نـکنـیـد، همه تلفنهایش را جواب ندهید و گوش به حرفهایش ندهید. هرکاری را که احساس میکنید به او می فهماند تحملتان تمام شده، انجام دهید. او ممکن است فورا احسـاس کنـد که چیزی اشتباه است و درصدد حل آن برآید، ممکن هم است باز متوجه نشود.

مرحله 2: مؤدبانه به او بگویید 

برایش توضیح دهید که از دادن فرصتهای متوالی به او برای تغییر اوضاع خسته شده ایـد (مانند یک هشدار). تا حد امکان با لحنی آرام به او بگویید که نیازهای شما نیز به اندازه نیازهای او مهم هستند و زمان آن رسیده که او هم بخواسته های شما احترام بگذارد.

بعد از اینکه رودر رویش قرار گرفتید،اگر او واقعا ارزشی برای دوستی قائل باشد، سعی در ایجاد تغییرات درخـود مـی نماید و شما باید بجای جدایی به رابطه برادرانه خود ادامه دهید. اگر اینطور نشد نوبت به اقدامات شدیدتر می رسد.

مرحله 3: با صراحت مطرح کنید 

وقت آن است که به او بگویید از رفتار نادرستش نسبت به خود خستـه شده اید و لازم است مدتی از هم دور شوید. چندین ماه از او جدا شـده و هیـچ تـمـاسی برقرار نکنید. ممکن است او تماس بگیرد، ممکن هم است نگیرد ولی این عمل، رابطه دوستی را در یک آزمون نهایی قرار خواهد داد. اغلب اوقات جدایی باعث میشود که فرد به اشتباهات گذشته اش پی ببرد.

به خاطر داشته باشید که جدایی از او می تواند عواقبی نیز در برداشته باشد: اگر فقط شما تنها کسی هستید که با آن شخص مشـکل دارد، دیـگران مـمـکن اسـت با شـمـا مخالفت کرده و تقصیر را به گردن شما بیاندازند و از او طرفـداری نـمایند. بـنـابـراین ابتدا مطمئن شوید که جدایی  آخرین راه حل شما است و سپس او را ترک کنید.

تصمیمی عاقلانه بگیرید

طبیعی اسـت که بخواهید از رابطه دوستی خود مراقبـت کرده و نـسبـت بـه آن وفــا دار بمانید، اما این رابطه نباید مخل زندگی شما گردد، و اگر دوستی قصد سوء استفاده از مهربانی شما را داشت و یا الطاف شما را بطور کلی نادیده گرفت، لازم است از طریـق عقلتان فکر کنید نه قلبتان.

ارزش و عمق رابـطه خـود را با دوستـتـان مـورد ارزیابی قرار دهید. به عنوان نزدیکترین دوست، این وظیفه شما است که به هر وسیله ای از رابـطه دوستـی مراقبت  و تلاش برای حفظ آن نمایید. اما گاهی اوقات جدایی بهترین لطفی است که کسی می تواند در حق خود بنماید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:37  توسط مسلم منصوری  | 

www.hamtaraneh.com

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:50  توسط مسلم منصوری  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:8  توسط مسلم منصوری  | 

فايده نداره حاج خانم از من و تو ديگه گذشته!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:5  توسط مسلم منصوری  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 23:36  توسط مسلم منصوری  | 

http://www.pediatric-nursing.blogfa.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 23:33  توسط مسلم منصوری  | 

http://www.pediatric-nursing.blogfa.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 23:33  توسط مسلم منصوری  | 

حداكثر تلاش !؟

شغل تنها زماني ارزش دارد كه آزادانه پذيرفته شود ! به دو دليل بايد در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار ببنديم . اول به خاطر شادي خودمان : دوران مدرسه را بخاطر بياوريد. آيا در آن روزها كه تمام تكاليفتان را انجام داده بوديد با شور و شوق بيشتر به مدرسه نمي رفتيد؟ مهم نيست كه 50 سال از آن روزها گذشته است . اصل مشق نويسي همچنان پا برجاست .معلم ها ، رؤسا و والدين ما ، همواره ما را به كار سخت تشويق كرده اند اما نه به خاطر رضايت آنها كه براي رضايت خاطر خود چنين كرده ايم . دوم اينكه : جهان هستي تنبلي و تكبر را به طريقي تنبيه مي كند . وقتي كاري را سرسري مي گيريم نتيجه قابل قبولي به دست نمي آيد. از يك بوكسور بپرسيد كه اگر رقيب را دست كم بگيرد چه مي شود ؟ كساني كه از شغل خود لذت مي برند صبح را با اين جملات آغاز مي كنند : امروز مي خواهم بهتر و مؤثرتر از ديروز باشم/ ممكن است هميشه به هدف نزنند اما به قصدآن شليك مي كنند .  هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد روزي خواهد رسيد كه بيشتر از كارتان حقوق بگيريد / از كارمندي درباره شغل و رئيسش پرسيدم گفت: مطمئن باش نمي خواهم بقيه عمرم را براي اين بوقلمون كار كنم ! متاسفانه او اين نكته اساسي را براي زندگي در محيط كار درك نكرده كه ما براي رئيس مان كار نمي كنيم ، براي خودمان كار مي كنيم / شما هيچ كارفرماي بي عيب و نقصي نخواهيد يافت اما اگر قرارداد را امضاء كرديد بايد ا تمام توان براي آن كارفرما كار كنيد و نه اينكه به دنبال نقاط ضعفش بگرديد . وقتي كه تنها نيمي از توان خود را به كار مي گيريد بسيار بيشتر از رئيستان زجر مي كشيد، او فقط چند دلار از دست مي دهد و شما شور و شوق و اعتماد بنفس خود را مي بازيد . بعضي ها معتقد هستند كه شغلها به دو دسته شاد و كسل كننده تقسيم مي شوند اين طور نيست . يك آدم شاد مي تواند كار كسل كننده را از كسالت درآورد اين بدان معني  نيست كه يك كارمند بركنار شده بانك بايد 20 سال آزگار ماشين نويسي كند اما چند ماه ماشين شويي مي تواند درمان خوبي باشد ! چرا كه نخوت و تكبر ، نتيجه وفور و فراواني نعمت است . يك آرشتيك متكبر مي گويد : من ساختمانها را طراحي مي كنم اما طراحي پنجره ها به من مربوط نيست. مطمئنا براي يك مدير اجرايي اخراج شده كه خود را براي مقام وزارت آماده كرده تصور پيشخدمتي در يك رستوران كار آساني نيست.

 

نتيجه :

 هميشه و در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار بگيريد . نه به خاطر آنكه ديگران را تحت تاثير قرار دهيد ، بخاطر اينكه اين تنها راه لذت بردن از كار است . ممكن است بخاطر توقعي كه ديگران از شما دارند واقعا تصور كنيد كه از كارتان راضي هستيد . اما اگر به راستي كار خود را دوست داشته باشيد بايد اين نشانه ها در شما وجود داشته باشد :

صبحها به راحتي از خواب بيدار مي شويد و هيچوقت نمي خواهيد استراحت كنيد .

در هنگام كار ، خود و زمان را فراموش مي كنيد.

نتيجه تلاش كمترين اهميت را براي شما دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 15:5  توسط مسلم منصوری  | 

از اوقات فراغت خود استفاده كنيد.

كار،عشق قابل رؤيت است . بسياري از افراد بتدريج سرگرمي خود را به كار تمام وقتشان تبديل مي كنند عكاسي كه عاشق كارش باشد عكسبرداري از مجالس برايش تفريح است . نجار و بقال نيز همين طور . ممكن است در بعضي از اوقات سال كار كساد باشد اما انها كه عاشقند به تدريج بر حجم فعاليتشان مي افزايند و ارزش كار برايشان بيشتر است . براي اينكه بفهميم كي عاشق كارش است بايد ببينيم كه كي مي پرد ! عاشقان مي پرند . اگر صبح براي سركار رفتن از خواب مي پريد عاشقيد .

 

نتيجه :

 اگر مي خواهيد زندگي خود را با انجام كار مورد علاقه تان تامين كنيد مي توانيد از سرگرميهاي خود به عنوان يك منبع درآمد استفاده كنيد . تا جايي كه مي توانيد از سرگرمي هاي اوقات فراغت خود براي انتخاب شغل استفاده كنيد . براي اينكه باطري تحرك در زندگي خود را شارژ مي كرده باشيد گهگاهي خود را با افراد پايين تر جامعه مقايسه كنيد تا شكرگذار وضع موجود خود باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 15:1  توسط مسلم منصوری  | 

ضرب المثلی چینی می گوید :  انسان زمانی پاکی و آرامش زمان کودکی را از دست می دهد که شروع به مقایسه می کند .
مقایسه یعنی استفاده از یک ترازوی فیزیکی یا ذهنی برای سنجیدن میزان هم قدی و هم ارزشی دو چیز با یکدیگر . بدیهی است که نتیجه هر مقایسه ای سه حالت بیشتر نیست . یا کوچکتریم ، یا هم اندازه ایم و یا بزرگتر . و وقتی که این مقایسه در مورد توانمندی های درونی اشخاص صورت می گیرد وحشتناکترین اتفاقی که ممکن است در حین مقایسه رخ دهد !
آن اتفاق هراس انگیز چیزی نیست جز زیر سؤال رفتن توانایی ها و خصلت ها و ارزش های وجودی خود شخص مقایسه کننده . ! همین که یک انسان اجازه دهد قابلیت ها و ارزش های درونی اش با دیگری مقایسه شود ، به این معناست که نسبت به یکتایی و منحصر به فرد بودن خودش دچار تردید شده و این تردید شکننده ترین ضربه ای است که می تواند به شخصیت یک انسان وارد آید . هر شخصی باید ذره ای در بی همتایی و یکتا بودن خود شک نکند و هرگز در ذهن خود جایی برای شنیدن مقایسه ها و گوش سپردن به نتایج قیاس های عملی و غیر عملی باز نکند . شاید برای صاحبان دانشگاه ها به دلیل محدود بودن تعداد صندلی ها و معلم ها ، برگزاری کنکور و مقایسه نمرات ، ملاک و معیار جداسازی نخبه ها از افراد معمولی باشد ، اما حقیقت این است که نه تنها آزمون کنکور بلکه میلیون ها آزمون دیگر هرگز قادر به جداسازی و الک کردن افراد نابغه از افراد معمولی نیست و بهترین شاهد آن است که خیلی ار کسانی که در کنکور قبول نمی شوند و از راه مطالعه آزاد در بازار و کار و کسب درآمد بسیار کارآمدتر از فارغ التحصیلان دانشگاهی ظاهر می شوند و عمل می کنند .
اگر دچار افسردگی و ناامیدی هستید ، اگر احساس می کنید به هر کاری دست بزنید احتمال موفقیت شما کم است ، اگر خیلی جاها با وجود دانستن و توانستن سکوت می کنید و میدان را به دیگران ضعیف تر از خود واگذار می کنید ، اگر احساس می کنید اوضاع زندگی تان روز به روز در حال بدتر شدن است و امید پیروزی و موفقیت روز به روز کمتر می شود ، بدانید که دچار " بیماری مقایسه " شده اید و مادامی که دست از این رفتار ذهنی بر ندارید ، هرگز روی آرامش و شادی و موفقیت را نخواهد دید .
رمز پیروزی و موفقیت همه موفق های تاریخ این است که آن ها از یک لحظه به بعد دیگر حتی ذره ای در بی همتا بودن و منحصر بودن خودشان تردید نکرده اند و اصلاً برای محک زدن توانایی های خود نیازی به مقایسه ندیده اند و متقابلاً به مقایسه های دیگران هم کاملاً بی اعتنا بوده اند .
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:52  توسط مسلم منصوری  | 

http://cpr.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:15  توسط مسلم منصوری  | 

http://cpr.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:15  توسط مسلم منصوری  | 

ماهنامه پرستاران وسلامت اولین و گسترده ترین نشریه پرستاری در استان چهارمحال وبختیاری

http://mpvs.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:9  توسط مسلم منصوری  | 

عشق پرستاری

عشق يعنی بودن و ماندن برای ديگران

عشق يعنی اعتراض خواب بر چشمان بيدار مضطرب

عشق يعنی خيره گشتن در شمار قطره آب سرم

عشق يعنی سركشی آهسته در خواب و سكوت

 عشق يعنی ساعت ديوار بخش

عشق يعنی اضطراب زنگ كد

قبل از سحر بعد از غروب

عشق يعنی كار تو ايثار تو

عشق يعنی پرستاري و

پرستاری يعنی عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:6  توسط مسلم منصوری  | 

جامعه ای که مهارتی چون لوله کشی را به این دلیل که کاری پیش پا افتاده است تحقیر میکند  و بعد هر سخن مبتذلی را به این دلیل که چون فلسفه مقام شامخی دارد می پذیرد نه لوله کش خوبی خواهد داشت و نه فیلسوف متبحر ، به عبارت دیگر چنین جامعه ای نه لوله هایش به دردمیخورد و نه نظریه هایش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 19:13  توسط مسلم منصوری  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:17  توسط مسلم منصوری  | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 11:46  توسط مسلم منصوری  | 

تصاوير
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 11:13  توسط مسلم منصوری  | 

 ما عاشق فهم ادب و مــعرفتيم

 ما خاک قــدوم هر چه زيبا صفتيم

 از زشتي کــردار دگر خسته شديم

 محتاج دو پـــيمانه مي معرفتيم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 2:4  توسط مسلم منصوری  |